ضامن بن شدقم الحسيني المدني (مترجم: شانه چى)

21

وقعة الجمل (نبرد جمل) (فارسى)

امام عليه السّلام جز نبرد با اين قوم پيمان شكن چاره‌اى نداشت همانطور كه خود او فرمود : « جز جنگ با اين قوم و يا كافر شدن به آن چه خدا نازل كرده ، چاره‌اى نيافتم » . « 1 » با توجه به اين مقدمه كوتاه آيا مىتوان يقين كرد كه طلحه و زبير حقيقتا از كسانى هستند كه مژده بهشت رفتن آنها بر زبان رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم جارى شده بود ؟ ! با مراجعه به احاديثى كه رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم در شأن اهل بيتش فرموده و رواياتى كه راويان احاديث در جميع مذاهب اسلامى نقل كرده‌اند و روايات مستفيض و متواتر و صحيح السند كه به دست رسيده و نيز روايات مسند بسيارى كه درباره دشمنان و كينه ورزان به آل محمّد بيان گرديده است ، در مىيابيم كه حديث بشارت به بهشت ( عشره مبشّره ) هيچ پايه و اساس صحيحى ندارد . اگر چه برخى فرقه‌هاى اهل سنت و جماعت اين حديث را رواج داده‌اند و براى حفظ آبروى خويش به تأويلهاى شگفت انگيزى دست زده‌اند و مثلا گفته‌اند : « اين امور ( كه از افراد مذكور صادر شده ) برگرفته از اجتهاد ايشان بوده و هر يك از آنها بنا به رأى خود عمل كرده است و به اين جهت پاداش مىگيرند و در درگاه الهى سزاوار قدردانى هستند اگر چه كه در اين امور خونها ريختند و مالها صرف كردند » . « 2 » امّا ريختن خون مسلمانان و هتك حرمت ايشان و خروج بر امام عادل و شكستن اتحاد مسلمين و دزدى از بيت المالشان چه پاداشى مىتواند داشته باشد ؟ ! و اگر بگويند شك و ترديد آنها را به جنگ با على عليه السّلام داخل كرد جواب آنان روايتى است كه حافظ ابن عساكر به سند خود از عبيد اللّه بن ابى جعد نقل كرده است كه گفت : « از جابر بن عبد اللّه درباره جنگ با على پرسيدند او گفت : كسى در جنگ با على شك نكرد مگر اين كه كافر بود » . « 3 »

--> ( 1 ) تاريخ دمشق ، 3 ، 220 - 221 . ( 2 ) مصنفات شيخ مفيد ، 1 ، 58 . ( 3 ) تاريخ دمشق ، ترجمة امام على عليه السّلام ، 3 ، 420 - 431 .